ترجمه "borsuk" به فارسی
رودکها, گورکن, رودک بهترین ترجمه های "borsuk" به فارسی هستند.
borsuk
noun
masculine
دستور زبان
zool. Meles, rodzaj drapieżnego ssaka z rodziny kunowatych; [..]
-
رودکها
-
گورکن
nounNajlepszy w dziejach Włoch z martwym borsukiem na głowie.
که انگاري يه گورکن مُرده رو سرش داره
-
رودک
-
گوركن
Króliki są wegetarianami, a Borsuki ponoć nie jedzą orzechów.
خرگوش ها گياهخوارن و گوركن ها نميتونن گردو بخورن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " borsuk " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Borsuk
noun
masculine
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Borsuk" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Borsuk در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "borsuk"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن