ترجمه "brokuł" به فارسی

کلم بروکلی, كلم بروكلي سبز, نوعی گل کلم بهترین ترجمه های "brokuł" به فارسی هستند.

brokuł noun masculine دستور زبان

bot. Brassica oleracea var. italica L., odmiana kapusty warzywnej o charakterystyczny zielonym kwiatostanie; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کلم بروکلی

    Wszystkie dzieci, nawet w Berkley, lubią krakersy, a nie lubię surowych brokułów.

    حالا همه خردسالان حتی در برکلی (Berkley) شیرینی را دوست دارن و کلم بروکلی خامو دوست ندارن.

  • كلم بروكلي سبز

  • نوعی گل کلم

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " brokuł " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Brokuł
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • براسیکا اولراسئا ایتالیکا

  • کلم بروکلی

    Wszystkie dzieci, nawet w Berkley, lubią krakersy, a nie lubię surowych brokułów.

    حالا همه خردسالان حتی در برکلی (Berkley) شیرینی را دوست دارن و کلم بروکلی خامو دوست ندارن.

تصاویر با "brokuł"

عباراتی شبیه به "brokuł" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "brokuł" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه