ترجمه "brudny" به فارسی

cherkin, کثیف, غیر سالم بهترین ترجمه های "brudny" به فارسی هستند.

brudny adjective masculine دستور زبان

mający na swojej powierzchni zanieczyszczenia, brud [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • cherkin

  • کثیف

    adjective

    To mój mały, brudny sekret. Nikomu nie mówcie.

    این راز کوچک کثیف من است. به کسی نگویید.

  • غیر سالم

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • ناپاک
    • نجس
    • پلید
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " brudny " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Brudny
+ اضافه کردن

"Brudny" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Brudny در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "brudny"

عباراتی شبیه به "brudny" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "brudny" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه