ترجمه "bryndza" به فارسی

پنير گوسفندي, پنیر میش بهترین ترجمه های "bryndza" به فارسی هستند.

bryndza Noun noun feminine دستور زبان

kulin. miękki, podpuszczkowy ser wyrabiany z owczego mleka; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پنير گوسفندي

  • پنیر میش

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bryndza " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "bryndza"

اضافه کردن

ترجمه های "bryndza" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه