ترجمه "brzoskwinia" به فارسی

شفتالو, هلو, هلوها بهترین ترجمه های "brzoskwinia" به فارسی هستند.

brzoskwinia noun feminine دستور زبان

dendr. drzewo z rodziny różowatych; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • شفتالو

    noun

    On jest jak brzoskwinia.

    ميشه شفتالو كبود ميشه.

  • هلو

    noun

    Jest tu niezwykle zajmujacy artykul o puszkowanych brzoskwiniach.

    يه مقاله راجبه كنسرو هلو هست كه من ميميرم براش

  • هلوها

    A te brzoskwinie to dzieło anioła.

    اون هلوها کار فرشتست.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " brzoskwinia " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Brzoskwinia

Brzoskwinia (manga)

+ اضافه کردن

"Brzoskwinia" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Brzoskwinia در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "brzoskwinia"

عباراتی شبیه به "brzoskwinia" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "brzoskwinia" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه