ترجمه "byk" به فارسی
باگ, غلط املایی, گاو بهترین ترجمه های "byk" به فارسی هستند.
byk
noun
masculine
دستور زبان
zool. dorosły, niesterylizowany samiec bydła hodowlanego, także: bizona, żubra, jelenia, łosia itp. [..]
-
باگ
noun -
غلط املایی
noun -
گاو
nounKażde z nich ma cztery oblicza — byka, lwa, orła i człowieka.
هر یک از آنها چهار صورت دارد؛ صورت گاو نر، شیر، عقاب و انسان.
-
[[گاوماده]]
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " byk " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Byk
proper
Proper noun
Noun
noun
masculine
دستور زبان
astr. zodiakalny gwiazdozbiór nieba północnego, w Polsce widoczny jesienią i zimą; [..]
-
گاو
nounByk zobaczył mnie przez okno i wyszedł na balkon.
راستش، آن گاو نر من را از پنجره دید و به بالکن آمد.
تصاویر با "byk"
عباراتی شبیه به "byk" با ترجمه به فارسی
-
گاو
-
گاو خشمگین
-
گاو نر اخته · گاوهاي اخته · گاوهاي نر اخته · گاوهای نر اخته
-
گاو برنزی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن