ترجمه "cal" به فارسی

اینچ, از, امده بهترین ترجمه های "cal" به فارسی هستند.

cal noun masculine دستور زبان

pozaukładowa jednostka miary długości odpowiadająca szerokości kciuka, około 2,54 cm; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اینچ

    noun

    jednostka długości

    Szczypta śniegu, cal lodu, siła wiatru, może zdecydować o wyniku wyścigu lub gry.

    ذرات برف، یک اینچ یخ، قدرت وزش باد، می توانست تصمیم گیر برای نتیجه مسابقه باشد.

  • از

    noun

    Pół cala mniej i ścięło by mu głowę.

    نیم اینج می توانست سر او را از بدن جدا کند.

  • امده

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • اندر
    • با
    • با امتیاز
    • بالای
    • بطرف
    • به
    • توی
    • داخلی رسیده
    • در توی
    • درونی
    • دم دست
    • زاویه
    • شاغلین
    • شامل
    • لای
    • هنگام
    • کالری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "cal" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "cal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه