ترجمه "cebula" به فارسی

پیاز, سوخها, پياز بهترین ترجمه های "cebula" به فارسی هستند.

cebula noun feminine دستور زبان

bot. pot. cebula jadalna, Allium cepa L., roślina warzywna z rodzaju czosnkowatych o jadalnych podziemnych pędach i zielonych rurkowatych liściach; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیاز

    noun

    Wydaje mi się, jakbym jadł cebulę każdego wieczoru od tygodnia.

    یه جورایی حس میکنم هر شب پیاز خوردیم در طول هفته گذشته

  • سوخها

  • پياز

    Więc myślisz, że poeta nie może myśleć kiedy trzyma cebulę, eh?

    يعني تو فکر ميکني يه شاعر اگه يه پياز دستش باشه نميتونه فکر کنه ، ها ؟

  • ترجمه های کمتر

    • پیازها
    • سوخ
    • پيازهاي بهاره
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cebula " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Cebula Proper noun دستور زبان

Ze szczypiorem [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • الیوم سپا

  • پیاز

    noun

    Iris i Cebula są niepocieszone.

    "چشمی" و " پیاز" هر دو بسیار شوکه و ناراحت شدند

تصاویر با "cebula"

عباراتی شبیه به "cebula" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "cebula" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه