ترجمه "cecha" به فارسی
خاصیت, خصلت, صفت بهترین ترجمه های "cecha" به فارسی هستند.
cecha
noun
feminine
دستور زبان
parametr opisujący coś lub kogoś, mogący odróżniać to od innych przedmiotów lub osób [..]
-
خاصیت
noun -
خصلت
nounŻadna z tych cech nie dominuje w Nim ze szkodą dla drugiej.
یک خصلت او به زیان خصلت دیگرش برجسته نگشته است.
-
صفت
nounZagrożenie jest nikłe, jeśli napęd promuje cechę taką jak kolor oczu.
اگه این محرک محدود به یه صفت، مثل رنگ چشم باشه، خیلی بد نیست.
-
ترجمه های کمتر
- علامت
- ویژگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cecha " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cecha" با ترجمه به فارسی
-
فاکتورهای جایگاه
-
صفات زراعي · نشانويژگيهاي محصول زراعي · نشانويژگيهاي گياه زراعي · نشانویژگیهای زراعی
-
خصیصه · ویژگی
-
خصیصه · صفات شخصیتی · ویژگی
-
شناسينه
-
فاکتورهای جایگاه
-
غده جنسی
-
خواص زيستشناختی · خواص زیستی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن