ترجمه "celnik" به فارسی
مأمور, گمرک بهترین ترجمه های "celnik" به فارسی هستند.
celnik
noun
masculine
دستور زبان
osoba kontrolująca lub pobierająca cło na granicy [..]
-
مأمور
adjective nounzawód
„Dwóch ludzi weszło do świątyni, aby się modlić, jeden faryzeusz, a drugi celnik.
”دو مرد به معبد رفتند که دعا کنند؛ یک فریسی ، و دیگری یک مأمور مالیات.
-
گمرک
nounPrzesłuchiwali mnie niemal trzy godziny, gdy tylko celnik zobaczył, że jestem pani przedstawicielem.
همینکه مامور گمرک فهمید از طرف شما هستم نزدیک سه ساعت ازم بازخواست کرد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " celnik " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن