ترجمه "centralny" به فارسی
اولیه, مرکزی بهترین ترجمه های "centralny" به فارسی هستند.
centralny
adjective
masculine
دستور زبان
znajdujący się w centrum, w środku; skierowany do środka [..]
-
اولیه
adjective -
مرکزی
adjectivePrzedstawiono ją apostołom i starszym w Jerozolimie, którzy usługiwali w charakterze centralnego ciała kierowniczego.
موضوع برای رسولان و مردان پیر که به عنوان هیئت ادارهکنندهٔ مرکزی در اورشلیم خدمت میکردند مطرح شد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " centralny " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Centralny
pot. dworzec kolejowy Warszawa Centralna
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Centralny" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Centralny در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "centralny"
عباراتی شبیه به "centralny" با ترجمه به فارسی
-
بویلر
-
استانهای مرکزی شمالی
-
آفریقای مرکزی
-
آسیای مرکزی
-
بخاری · کوره
-
شوفاژ
-
بانک مرکزی اروپا
-
بولگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن