ترجمه "cesarstwo" به فارسی
امپراطوری, شاهنشاهی بهترین ترجمه های "cesarstwo" به فارسی هستند.
cesarstwo
noun
neuter
دستور زبان
polit. ustrój polityczny w którym władzę sprawuje cesarz; [..]
-
امپراطوری
nounPotęga brytyjska zaczęła się tworzyć po zniknięciu ostatnich pozostałości cesarstwa rzymskiego.
بعد از ناپدید شدن آخرین بقایای امپراطوری روم، امپراطوری انگلستان رشد و توسعه یافت.
-
شاهنشاهی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cesarstwo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cesarstwo" با ترجمه به فارسی
-
امپراتوری اول فرانسه
-
امپراتوری روم شرقی · بیزانس
-
امپراتوری دوم فرانسه
-
امپراتوری آلمان
-
امپراتوری مقدس روم · امپراطوری مقدس روم · امپراطوری مقدس روم ملت آلمان
-
امپراتوری روم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن