ترجمه "chłonka" به فارسی

لنف, شیره غذایی, كيلوس بهترین ترجمه های "chłonka" به فارسی هستند.

chłonka Noun noun feminine دستور زبان

fizj. płyn ustrojowy pośredniczący w wymianie składników między krwią i tkankami; limfa;

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • لنف

    noun
  • شیره غذایی

    noun
  • كيلوس

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " chłonka " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Chłonka
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • لنف

عباراتی شبیه به "chłonka" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "chłonka" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه