ترجمه "chan" به فارسی

خان, خاقان, کاروانسرا بهترین ترجمه های "chan" به فارسی هستند.

chan noun masculine دستور زبان

hist. głowa chanatu, tytuł oznaczający władcę w dawnych krajach Wschodu; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • خان

    noun

    Według Tristana był konsultantem ds. tortur dla Czyngis-chana.

    طبق داستان تریستان اون مشاور شکنجه دادن چنگیز خان بوده

  • خاقان

    noun
  • کاروانسرا

    noun
  • کاروانسرای

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " chan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Chan

Chan (władca)

+ اضافه کردن

"Chan" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Chan در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "chan" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "chan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه