ترجمه "chemioterapia" به فارسی
شیمیدرمانی, درمان دارویی بهترین ترجمه های "chemioterapia" به فارسی هستند.
chemioterapia
noun
feminine
دستور زبان
farm. med. terapia syntetycznymi środkami chemicznymi;
-
شیمیدرمانی
Później u José wykryto nowotwór i musiał się poddać operacji oraz chemioterapii.
هُوسه نیز باید به دلیل سرطانی که داشت جرّاحی میشد و تحت شیمیدرمانی قرار میگرفت.
-
درمان دارویی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " chemioterapia " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "chemioterapia" با ترجمه به فارسی
-
شیمیدرمانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن