ترجمه "chlor" به فارسی

کلر, کلرین بهترین ترجمه های "chlor" به فارسی هستند.

chlor noun masculine دستور زبان

chem. pierwiastek chemiczny o symbolu Cl i liczbie atomowej 17; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کلر

    noun

    pierwiastek chemiczny

    Paczkowana sałata ze sklepu jest płukana w chlorze.

    بسته ي کاهويي که از فروشگاه ميخري ، با کلر ميشورنش.

  • کلرین

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " chlor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "chlor"

عباراتی شبیه به "chlor" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "chlor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه