ترجمه "chlorowanie" به فارسی
کلردارشدن, کلردارشدن(کردن) بهترین ترجمه های "chlorowanie" به فارسی هستند.
chlorowanie
noun
دستور زبان
rzecz. odczas. od: chlorowaćKategoria:Zerwane miękkie przekierowaniaKategoria:Język polski - rzeczowniki odczasownikowe
-
کلردارشدن
-
کلردارشدن(کردن)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " chlorowanie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "chlorowanie" با ترجمه به فارسی
-
كلروفلوئوروكربنها · هالوكربنها · هيدروكربنهاي فلوئوردار · هيدروكربنهاي كلردار · هيدروكربنهاي هالوژنه · هیدروکربنهای هالوژندار
-
كلرداركردن آب
-
آب كلردار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن