ترجمه "chodzenie" به فارسی

پيادهروي, جابجاشدن, راه رونده بهترین ترجمه های "chodzenie" به فارسی هستند.

chodzenie noun neuter دستور زبان

poruszanie się pieszo [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پيادهروي

    Po prawej szybkość chodzenia w dużej liczbie miast europejskich, pokazująca ten wzrost.

    در سمت راست سرعت پيادهروي در تعدادی از شهرهای اروپایی، اين افزایش را نشان میدهد.

  • جابجاشدن

  • راه رونده

    noun

    te malutkie chodzące maszyny, zwane są kinezynami —

    این ماشین های کوچک راه رونده که به آنها kinesins می گویند —

  • ترجمه های کمتر

    • طرز گامبرداري
    • متحرک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " chodzenie " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "chodzenie"

عباراتی شبیه به "chodzenie" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "chodzenie" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه