ترجمه "cisza" به فارسی
سکوت, خاموشی, سکون بهترین ترجمه های "cisza" به فارسی هستند.
cisza
noun
feminine
دستور زبان
brak dźwięku [..]
-
سکوت
nounTo tylko wzór złożony z wysokości dźwięków, ciszy i czasu.
این فقط طراحی ارتفاع، سکوت، و زمان است.
-
خاموشی
nounBilderbergowie zawsze kładą nacisk na ciszę medialną.
بیلدربرگ همیشه در خاموشی رسانه ها برپا می گردد.
-
سکون
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cisza " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Cisza
-
سکوت
nounbrak słyszalnych dźwięków, brak hałasu
Cisza może jest dobra na cmentarzu, ale nie w mieście.
سکوت شاید برای یک گورستان خوب باشد اما نه برای یک شهر.
تصاویر با "cisza"
عباراتی شبیه به "cisza" با ترجمه به فارسی
-
آسودگی · سکون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن