ترجمه "cudo" به فارسی

تحفه, حس کنجکاوی, چیز باقیمانده بهترین ترجمه های "cudo" به فارسی هستند.

cudo noun neuter دستور زبان

Piękna, zadziwiająca rzecz [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تحفه

    noun
  • حس کنجکاوی

    noun

    Nigdy się nią nie popisywał ani nie czynił cudów na pokaz (Mateusza 4:5-7).

    (متّیٰ ۴:۵-۷) مثلاً مایل نبود برای ارضای حس کنجکاوی نادرست هیرودیس معجزه بکند.

  • چیز باقیمانده

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cudo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "cudo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "cudo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه