ترجمه "cugiel" به فارسی
افسار, دوال, پالهنگ بهترین ترجمه های "cugiel" به فارسی هستند.
cugiel
noun
masculine
دستور زبان
lejc, lic, wodze, pas rzemienny do kierowania końmi
-
افسار
noun -
دوال
-
پالهنگ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cugiel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cugiel" با ترجمه به فارسی
-
افسار · زمام · عنان · ممانعت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن