ترجمه "czarny" به فارسی

سياه, siåh, سیاه بهترین ترجمه های "czarny" به فارسی هستند.

czarny adjective noun masculine دستور زبان

mający najciemniejszy możliwy kolor [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • سياه

    noun

    Zbiry w czarnych garniturach, którzy tropią takich jak ty.

    آدماي ترسناک با کت و شلوارِ سياه که ميان سراغ کسهايي مثل تو.

  • siåh

  • سیاه

    adjective

    Miała błyszczące, czarne oczy.

    او چشمهای سیاه براقی داشت.

  • ترجمه های کمتر

    • siyâh
    • زنگی
    • سیاهپوست
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " czarny " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Czarny

eufem. pogard. czarnoskóry, Murzyn

+ اضافه کردن

"Czarny" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Czarny در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "czarny"

عباراتی شبیه به "czarny" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "czarny" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه