ترجمه "czerwony" به فارسی
قرمز, سرخ, بور بهترین ترجمه های "czerwony" به فارسی هستند.
czerwony
adjective
noun
masculine
دستور زبان
mający kolor pierwszego pasma tęczy, taki jak kolor świeżej krwi, truskawki itp.; mający kolor podstawowy; [..]
-
قرمز
nounmający kolor pierwszego pasma tęczy, taki jak kolor świeżej krwi, truskawki itp.; mający kolor podstawowy;
Myślę, że założę ten czerwony sweter.
فکر کنم که سویت شرت قرمز را بپوشم.
-
سرخ
adjectiveW czasach biblijnych koral czerwony ceniono bardzo wysoko.
مرجان سرخ در روزگار کتاب مقدّس بسیار پربها بود.
-
بور
adjective
-
ترجمه های کمتر
- ghermez
- sorkh
- qermez
- سرخ جامه
- قرمز رنگ
- مربوط به کمونیسم
- پارچه مخمل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " czerwony " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Czerwony
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Czerwony" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Czerwony در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "czerwony"
عباراتی شبیه به "czerwony" با ترجمه به فارسی
-
گوشت قرمز
-
کاکوپسیلا پیریسوگا
-
انگورهای قرمز بیدانه
-
دریای سرخ
-
قرمز-سبز-آبی
-
صلیب سرخ
-
بلوط سرخ · كواركوس بورئاليس · كواركوس تنكتوريا · کوارکوس روبرا
-
شیر و خورشید سرخ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن