ترجمه "czworo" به فارسی
چهار, ۴ بهترین ترجمه های "czworo" به فارسی هستند.
czworo
numeral
دستور زبان
4
-
چهار
nounTe cztery osoby zostały poproszone o pomoc człowiekowi dotkniętemu paraliżem.
این چهار نفر مکلّف بودند که به این مرد مبتلا به فلج کمک کنند.
-
۴
numeralSkładają się na cztery procent komórek kory mózgu.
آنها ۴ درصد سلولهای قشر مخ در مغز را تشکیل میدهند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " czworo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "czworo"
عباراتی شبیه به "czworo" با ترجمه به فارسی
-
اساس · قسمت نهایی · پشت · کون
-
čāhār · چهار · چَهار · ۴
-
تراكتور با چهار چرخ متحرك
-
قضیه چهاررنگ
-
سرعت چرخشی · مشخصات تجهيزات · نشانویژگیهای تجهیزات
-
سی و چهار
-
بیست و چهار
-
čāhār · چهار · چَهار · ۴
اضافه کردن مثال
اضافه کردن