ترجمه "czynnik" به فارسی
فاکتور ترجمه "czynnik" به فارسی است.
czynnik
noun
masculine
دستور زبان
przyczyna wywołująca określone zjawisko lub skutek [..]
-
فاکتور
nounWiększość tych ludzi nie ma tego obciążenia genetycznego lub czynników ryzyka.
اکثریت عمده این آدمها لزوما حامل بار ژنتیکی یا فاکتور خطری نیستند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " czynnik " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "czynnik" با ترجمه به فارسی
-
پاتوژنهای غیر بیماریزا
-
فاکتورهای روانشناختی
-
اتحاد و تجزیه
-
برودتشناسى · خنککنندهها · سردکن
-
سرطانزا · کارسینوژن
-
باكتريهاي بيماريزا · بیماریزا · بیماریزاها · قارچهاي بيماريزا · ميكروارگانيسمهاي بيماريزا · ويروسهاي بيماريزا · پاتوژنها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن