ترجمه "darń" به فارسی

کلوخ چمنی, ذغال سنگ نارس, چمن بهترین ترجمه های "darń" به فارسی هستند.

darń noun feminine دستور زبان

zwarty splot trawy, czasem wraz z innymi roślinami, silnie związany z wierzchnią warstwą gleby; pocięta na płaty używana jest jako umocnienie skarp, nasypów, mogił; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کلوخ چمنی

  • ذغال سنگ نارس

    noun
  • چمن

    noun
  • چمنها

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " darń " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "darń" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه