ترجمه "delta" به فارسی
دلتا, دلتاها, دلتا بهترین ترجمه های "delta" به فارسی هستند.
delta
noun
feminine
دستور زبان
jęz. nazwa czwartej litery alfabetu greckiego, δ; [..]
-
دلتا
Oto delta Mekongu, gdy poziom wody wzrośnie o jeden metr.
این تصویر افزایش یک تا دو متری سطح دریا در دلتا مکونگ است.
-
دلتاها
Zdjęcia o wysokiej rozdzielczości ujawniły delty, doliny i wąwozy rzeczne,
تصاویر با وضوح بالا دلتاها و بستر رودها و آب راههایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " delta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Delta
noun
feminine
Delta (stan)
-
دلتا
Delta Force przeprowadziłoby taką operację w 53 sekundy.
گروه " دلتا " يه ماموريت مثل اين رو توي حدود 53 ثانيه انجام ميده.
عباراتی شبیه به "delta" با ترجمه به فارسی
-
استانهای دلتا
-
استانهای دلتا (یو.اس.آ)
-
سرزمين دلتا آماكورو
-
پرتوهای دلتا
-
خاکهای دلتا
-
پیوند دلتا
-
دلتا بال
-
دلتا آماکورو · سرزمين دلتا آماكورو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن