ترجمه "detektor" به فارسی
آشكارسازها, حسگرها, نقشهبردار موضوعي بهترین ترجمه های "detektor" به فارسی هستند.
detektor
noun
masculine
urządzenie służące wykrywaniu obecności substancji, cząsteczek albo obiektów; [..]
-
آشكارسازها
istnieją też detektory podstawowych kształtów i wzorów
و آشكارسازها اوليه شكلها و الگو وجود دارد
-
حسگرها
-
نقشهبردار موضوعي
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " detektor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "detektor" با ترجمه به فارسی
-
آشکارساز ذرات
-
آشكارسازهاي كربن دياكسيد · وسایل امنیتی
-
حسگرهای زیستی · زيستشناساگرها · زيستكاوشگرها · زیستحسگرها
-
آشکارساز موج گرانشی
-
آشکارساز دود
اضافه کردن مثال
اضافه کردن