ترجمه "diagnostyka" به فارسی
تشخیص, آزمودن كاركردي, تشخیص (پزشکی) بهترین ترجمه های "diagnostyka" به فارسی هستند.
diagnostyka
noun
feminine
دستور زبان
med. nauka o sposobach rozpoznawania chorób na podstawie przeprowadzonych badań (zarówno u ludzi, jak i u zwierząt); [..]
-
تشخیص
nounTak jak początkowo nie były stworzone z myślą o diagnostyce.
البته از همان اول هم آنها را جهت تشخیص بیماری نساختند.
-
آزمودن كاركردي
-
تشخیص (پزشکی)
-
ترجمه های کمتر
- دي.آر.آي.اس
- شناخت بيماري
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " diagnostyka " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Diagnostyka
-
تشخیص عیب
تصاویر با "diagnostyka"
عباراتی شبیه به "diagnostyka" با ترجمه به فارسی
-
آزمودن كاركردي (تشخيص)
-
عیب یاب ویندوز
-
تشخیص عیب Office
-
آزمایش پسمرگی · تشخيص پسمردگي · كالبدگشایی · لاشهآزمايي
-
تشخيص سرمشناختي · تشخيص سرمي · تشخیص ایمنی
-
تشخیص آبستنی · لمس راسترودهاي
-
تشخیص آزمایشگاهی
-
تصویربرداری پزشکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن