ترجمه "diagnoza" به فارسی

تشخیص, آزمودن كاركردي, دي.آر.آي.اس بهترین ترجمه های "diagnoza" به فارسی هستند.

diagnoza Noun noun feminine دستور زبان

med. rozpoznanie choroby [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تشخیص

    noun

    Nie jestem pewny, czy można tu nawet postawić odpowiednią diagnozę.

    مطمئن نیستم یه تشخیص پزشکی حتی کافی باشه.

  • آزمودن كاركردي

  • دي.آر.آي.اس

  • شناخت بيماري

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " diagnoza " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "diagnoza" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "diagnoza" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه