ترجمه "diament" به فارسی
الماس, گوهر درخشان بهترین ترجمه های "diament" به فارسی هستند.
diament
noun
masculine
دستور زبان
geol. miner. minerał, przezroczysta odmiana węgla występująca w przyrodzie; [..]
-
الماس
nounیکی از آلوتروپ های کربن
Uwikłałam się też w przemyt brązu, złota i diamentów.
کارم به جایی رسید که وارد قاچاق الماس، طلا و برنز شدم.
-
گوهر درخشان
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " diament " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "diament"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن