ترجمه "dieta" به فارسی
رژیم غذایی, برنامه غذایی, رژیم بهترین ترجمه های "dieta" به فارسی هستند.
med. sposób odżywiania się [..]
-
رژیم غذایی
Na przykład komuś będącemu na diecie zjedzenie dodatkowego ciastka raczej nie zrujnuje życia.
برای مثال، اگر رژیم غذایی دارید، خوردن یک نانخامهای فاجعه به بار نمیآورد.
-
برنامه غذایی
Dieta, którą odkryliśmy odwracająca choroby serca i raka, jest dietą azjatycką. odwracająca choroby serca i raka, jest dietą azjatycką.
خوب میدانید برنامه غذاییی که ما یافتیم که بیماریهای قلبی و سرطان را از بین می برد، یک برنامه غذایی آسیایی است.
-
رژیم
nounNa przykład komuś będącemu na diecie zjedzenie dodatkowego ciastka raczej nie zrujnuje życia.
برای مثال، اگر رژیم غذایی دارید، خوردن یک نانخامهای فاجعه به بار نمیآورد.
-
ترجمه های کمتر
- ارزيابي تاريخچه رژيم غذايي
- بررسي تغذيهاي رژيم غذايي
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dieta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dieta" با ترجمه به فارسی
-
رژيمهاي غذايي كالريمحدود · رژيمهاي كمكالري · رژیمهای انرژیمحدود
-
رژيم غذايي كاهش وزن
-
تغذيه باليني · رژيمهاي غذايي بيمارستان · رژيمهاي غذايي سلامتي · رژیم غذایی نوتوانی · رژیمهای غذایی درمانی
-
رژيمهاي كمپروتئين · رژیمهای پروتئینمحدود
-
رژيمهاي كمچربي · رژیمهای چربیمحدود
-
رژيمهاي غذايي كالريمحدود · رژيمهاي كمكالري · رژیمهای انرژیمحدود
-
رژیم غذایی پارینهسنگی
-
رژیم فاقد گلوتن