ترجمه "dla" به فارسی
برای ترجمه "dla" به فارسی است.
dla
adposition
دستور زبان
...używany w konstrukcjach, w których wyrażenie po przyimku określa cel, przeznaczenie, kierunek przekazania czegoś przez wykonawcę czynności [..]
-
برای
adpositionKiedy pierwszy raz pojechałem do Hiszpanii, wszystko było dla mnie ekscytujące.
همه چیز برایم هیجان انگیز بود، هنگامی که برای اولین بار از اسپانیا دیدن کردم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dla " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dla" با ترجمه به فارسی
-
طويلههای گاو · محل نگهداري گاو · گاودانیها
-
علوفه
-
جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن
-
مرثیهای برای یک رؤیا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن