ترجمه "do" به فارسی

اندر, اندرون, در بهترین ترجمه های "do" به فارسی هستند.

do adposition noun neuter دستور زبان

...określający końcowy punkt w przestrzeni [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اندر

    adposition
  • اندرون

    Carter wsunął do środka świecę i zajrzał do wnętrza.

    سپس کارتر شمعی را داخل حفره کرده، به تماشای اندرون مقبره پرداخت.

  • در

    noun verb adposition

    Nie jestem przyzwyczajona do wystąpień publicznych.

    من عادت به سخنرانی کردن در حضور جمع ندارم.

  • ترجمه های کمتر

    • درون
    • تا
    • تا انجاکه
    • تن
    • دن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " do " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "do"

عباراتی شبیه به "do" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "do" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه