ترجمه "dobra" به فارسی
خوب, کالا بهترین ترجمه های "dobra" به فارسی هستند.
ekon. ogół środków, które mogą być wykorzystane, bezpośrednio lub pośrednio, do zaspokojenia potrzeb ludzkich; [..]
-
خوب
adjectiveSądzę, że dobra z niej tancerka.
من فکر می کنم که او(دختر) یک رقصنده خوب است.
-
کالا
nounużyteczne środki zaspokajające ludzkie potrzeby
Stworzyliśmy narodowy system księgowy, który jest twardo osadzony w produkcji i wytwarzaniu dóbr.
اما ما حسابداري ملي را درست کردیم که اساس آن بر تولید بیشتر کالا است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dobra " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
geogr. nazwa dwóch miast oraz kilkunastu miejscowości w Polsce; [..]
"Dobra" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Dobra در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "dobra" با ترجمه به فارسی
-
اموال عمومی
-
عقیده · کیش
-
کالای لوکس
-
کالای مکمل
-
جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن
-
دماغه امید نیک
-
کالای واسطه کالاهای واسطهای
-
نسبتا خوب