ترجمه "dochód" به فارسی
درآمد, جریان بهترین ترجمه های "dochód" به فارسی هستند.
dochód
noun
masculine
دستور زبان
księg. suma wpływów (przychodów) pomniejszona o koszty ich uzyskania; [..]
-
درآمد
Trzeba zdecydować, jak wykorzystać puste dziedzińce, żeby przynosiły dochód.
راستش ، يه مشکل درباره استفاده از محوطه خالي مزرعه براي منبع جديد درآمد داريم.
-
جریان
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dochód " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dochód" با ترجمه به فارسی
-
ناحيه كمتر توجهشده · نواحي حاشيهاي · نواحي در حال توسعه · نواحي كمدرآمد · نواحي مشكلدار · نواحی کمتر توجهشده
-
درآمد كشاورز · درآمد كشاورزي · درآمد مزرعه
-
درآمد ملی
-
فقر · گروههای كمدرآمد
-
توزیع درآمد
-
دخل · درآمد · مال · منفعت · پول
-
درآمد كشاورز · درآمد كشاورزي · درآمد مزرعه
-
درآمد غیر کشاورزی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن