ترجمه "dociekania" به فارسی
تتبع, تجسس, جستار بهترین ترجمه های "dociekania" به فارسی هستند.
dociekania
noun
Przemyślenia
-
تتبع
noun -
تجسس
nounNie zajmuję się dociekaniem cudzołóstwa.
تجسس در مورد روابط جنسي كار من نبود.
-
جستار
noun
-
ترجمه های کمتر
- پژوهش
- کاوش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dociekania " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن