ترجمه "dokarmianie" به فارسی
تغذيه اضطراري ترجمه "dokarmianie" به فارسی است.
dokarmianie
noun
neuter
دستور زبان
rzecz. rzeczownik odczas. odczasownikowy od → dokarmiać [..]
-
تغذيه اضطراري
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dokarmianie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dokarmianie" با ترجمه به فارسی
-
تغذيه برگي · تغذیه گیاه · موازنه غذايي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن