ترجمه "dolina" به فارسی

دره, وادی, بازه بهترین ترجمه های "dolina" به فارسی هستند.

dolina noun feminine دستور زبان

geogr. wklęsła, wydłużona forma terenu, znajdująca się poniżej poziomu otaczającego terenu; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • دره

    noun

    Z salonu na czwartym piętrze roztacza się widok na dolinę.

    اتاق نشیمن از طبقه چهارم مشرف به دره است.

  • وادی

    noun

    Stolica tego kraju, Samaria, jest malowniczo, wręcz imponująco położona na „głowie żyznej doliny”.

    سامره، پایتخت آن در محلی زیبا مشرف بر «سر وادی بارور» واقع است.

  • بازه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • خلیف
    • درهها
    • میانکوه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dolina " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Dolina noun feminine

Dolina (miasto na Ukrainie)

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • دره

    noun

    Mówiło się, że znajduje się ono na terenie Doliny.

    گفته ميشد که در درون دره قرار داره.

تصاویر با "dolina"

عباراتی شبیه به "dolina" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "dolina" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه