ترجمه "dotykać" به فارسی

زدن, لمس کردن, پرماسیدن بهترین ترجمه های "dotykać" به فارسی هستند.

dotykać verb دستور زبان

zbliżać się do czegoś do momentu zetknięcia, kontaktu fizycznego [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • زدن

    verb

    Powinniśmy wywołać reakcję w mimozie bez dotykania jej.

    باید بتوانیم رفتار میموسا را بدون دست زدن به آن بازسازی کنیم.

  • لمس کردن

    verb

    Są chwile, gdy ktoś przychodzi i dotyka moich nóg.

    کسايي که بارها اومدن و پا منو لمس کردن.

  • پرماسیدن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dotykać " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "dotykać"

اضافه کردن

ترجمه های "dotykać" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه