ترجمه "dowódca" به فارسی
فرمانده, افسر فرمانده بهترین ترجمه های "dowódca" به فارسی هستند.
dowódca
Noun
noun
masculine
دستور زبان
wojsk. osoba kierująca grupą wojskowych; [..]
-
فرمانده
nounMożesz powiedzieć dowódcy, co ludzie z gór robili nam tam.
تو بايد به فرمانده بگي که مردان کوهستان دارن باهامون چيکار ميکنن.
-
افسر فرمانده
nounJego dowódca dał jemu i jego kolegom wolny wieczór na świętowanie.
افسر فرمانده ش به خودش و دوستاش مرخصي داد تا امشبو جشن بگيرن.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dowódca " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dowódca" با ترجمه به فارسی
-
فرمانده کل قوا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن