ترجمه "drżenie" به فارسی
رعشه, احتباس مايعات بدن, اختلالات عصبي-هورموني بهترین ترجمه های "drżenie" به فارسی هستند.
drżenie
noun
neuter
دستور زبان
rzecz. rzeczownik odczas. odczasownikowy od → drżeć [..]
-
رعشه
W starszym wieku często drżą wskutek osłabienia, nerwowości czy chorób.
در سنین کهولت دستها اغلب از ضعف، ناراحتیهای عصبی، و بیماری رعشه میلرزند.
-
احتباس مايعات بدن
-
اختلالات عصبي-هورموني
-
ترجمه های کمتر
- اغما
- تشنجها
- دشتنظیمی
- سنكوپ
- لرزش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " drżenie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "drżenie" با ترجمه به فارسی
-
لرزیدن
-
رعشه
-
لرزشی
-
لرزیدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن