ترجمه "drachma" به فارسی

درم, درهم بهترین ترجمه های "drachma" به فارسی هستند.

drachma noun feminine دستور زبان

hist. moneta w starożytnej Grecji; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • درم

    noun
  • درهم

    noun

    Co roku Żydzi musieli płacić podatek świątynny wynoszący dwie drachmy (równowartość mniej więcej dwóch dniówek).

    یهودیان ملزم بودند هر ساله دو درهم ( حدوداً حقوق دو روز یک کارگر) به عنوان مالیات معبد پرداخت کنند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " drachma " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "drachma"

عباراتی شبیه به "drachma" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "drachma" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه