ترجمه "dragon" به فارسی

اسوار, سواره نظام بهترین ترجمه های "dragon" به فارسی هستند.

dragon noun masculine

hist. wojsk. żołnierz lekkiej jazdy, pieszy i konny, później tylko konny [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسوار

  • سواره نظام

    noun

    Tak, zacny oddział dragonów może przesądzić o zwycięstwie czy porażce.

    آره ، یه جوخه سواره نظام ماهر می تونه تفاوت بین پیروزی و شکست رو رقم بزنه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dragon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Dragon Proper noun دستور زبان
+ اضافه کردن

"Dragon" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Dragon در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "dragon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه