ترجمه "dreszcz" به فارسی
رعشه, لرز, لرزه بهترین ترجمه های "dreszcz" به فارسی هستند.
dreszcz
noun
masculine
دستور زبان
fizj. odczucie zimna wraz z drżeniem ciała wywołane silną emocją lub chorobą; [..]
-
رعشه
noun -
لرز
nounMoże być przyczyną zadyszki, kołatania serca, omdleń, dreszczy, nudności oraz apatii.
چنین ترسی میتواند موجب تنگی نفس، تپش قلب، حالت غش، لرز، تهوع و احساس بیاعتنایی نسبت به محیط، گردد.
-
لرزه
nounPrzebiegł go dreszcz, niby drżenie przebiegające po powierzchni morza.
" لرزه اي همچون لرزيدن سطح چاي تمام وجودش را فرا گرفته بود. "
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dreszcz " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dreszcz" با ترجمه به فارسی
-
اتلاف گرماي موجودات زنده · تعادل گرمايي بدن · تنظيم دماي بدن · تنظیم حرارت · توليد گرماي فيزيولوژيكي · رعشه · عرقكردن · كنترل گرمايي · لرز · لرزه · گرمازايي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن