ترجمه "drut" به فارسی
سوزن, سیم, سیم بهترین ترجمه های "drut" به فارسی هستند.
drut
noun
masculine
دستور زبان
techn. długi, cienki i elastyczny element metalowy; [..]
-
سوزن
nounZa pomocą rozgrzanego druta wypala się im dziurę w pysku.
و يك سوزن بزرگ آهني داغ قرمز را براي ايجاد سوراخ در پوزه بهكار ميبردند
-
سیم
adjective nounZawalili sprawę i zostawili jej tylko kawałek drutu.
آنها به اشتباهی تنها یک تکه سیم مهیا کرده بودند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " drut " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Drut
-
سیم
adjective nounZawalili sprawę i zostawili jej tylko kawałek drutu.
آنها به اشتباهی تنها یک تکه سیم مهیا کرده بودند.
تصاویر با "drut"
عباراتی شبیه به "drut" با ترجمه به فارسی
-
میل بافندگی
-
میل بافندگی
-
سیم خاردار
-
سیم خاردار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن