ترجمه "drzewo" به فارسی

درخت, دِرَخت, شجر بهترین ترجمه های "drzewo" به فارسی هستند.

drzewo noun neuter دستور زبان

dendr. wieloletnia roślina składająca się z pnia i korony; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • درخت

    noun

    roślina wieloletnia o zdrewniałym pędzie lub pędach głównych

    Ale choćbyś nie wiem jak się starał, to drzewo pozostanie brzoskwiniowym.

    آه درسته, اما بدون کار تو هم اون دانه رشد مي کنه تا يه درخت هلو بشه.

  • دِرَخت

    każda roślina wieloletnia dużych rozmiarów o wyraźnie wykształconym pniu, który w pewnej wysokości nad ziemią rozgałęzia się w koronę

  • شجر

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • دار
    • درختان
    • چوب
    • درختان علوفهاي
    • درختچههاي علوفهاي
    • گیاهان سرشاخهای
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " drzewo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Drzewo
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • درخت

    noun

    Aby dotrzeć do Drzewa trzymajcie się między morzem, a Okiem Glaux.

    حالا ، براي رسيدن به اون درخت ، بين بال وال و چشم گلوکس حرکت کنيد.

تصاویر با "drzewo"

عباراتی شبیه به "drzewo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "drzewo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه