ترجمه "duch" به فارسی

شبح, روح, ruh بهترین ترجمه های "duch" به فارسی هستند.

duch noun masculine دستور زبان

niematerialna postać, często obdarzona nienaturalną siłą lub zdolnościami; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • شبح

    noun

    Wydaje się, że potrafią unikać schwytania jak duchy.

    به نظر ميرسه که اونا قادرند از دستگير شدن مثل يه شبح فرار کنن.

  • روح

    noun

    A może duchy wstają tylko w nocy, dr Winkel?

    يا روح ها فقط شبها در ميان دكتر وينكل ؟

  • ruh

  • ترجمه های کمتر

    • خرد
    • عقل
    • مینو
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " duch " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Duch Proper noun دستور زبان

Duch (spirytyzm)

+ اضافه کردن

"Duch" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Duch در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "duch"

عباراتی شبیه به "duch" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "duch" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه