ترجمه "dyktatura" به فارسی

ديكتاتوري, استبداد, دموکراسی بهترین ترجمه های "dyktatura" به فارسی هستند.

dyktatura noun feminine دستور زبان

polit. forma sprawowania absolutnej i nieograniczonej władzy przez jedną osobę lub grupę osób; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ديكتاتوري

  • استبداد

    "Rewolucja przeciwko korupcji, niesprawiedliwości i dyktaturze".

    «انقلابی علیه فساد، بی عدالتی و استبداد» گذاشتم.

  • دموکراسی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • دیکتاتوری
    • فدراليسم
    • ناسيوناليسم
    • نظامهای سیاسی
    • نظامیگری
    • پوپوليسم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dyktatura " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Dyktatura
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • دیکتاتوری

    شیوهای از حکومتداری

    Za czasów dyktatury faszystowskiej obaj byli zesłani na wyspę Ventotene, gdzie internowano oskarżonych o wrogość wobec reżimu.

    طی رژیم دیکتاتوری فاشیستها هر دوی آنها به جزیرهٔ وِنتوتِنه تبعید شده بودند.

عباراتی شبیه به "dyktatura" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "dyktatura" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه