ترجمه "dysk" به فارسی
دیسک, لوح فشرده, راندن بهترین ترجمه های "dysk" به فارسی هستند.
dysk
Noun
noun
masculine
دستور زبان
sport. przyrząd sportowy do rzucania na odległość w kształcie płaskiego, cienkiego koła; [..]
-
دیسک
nounPokaż komunikat, jeśli dysk jest prawie zapełnionyAre items on device information columns hidden?
بالا پریدن پنجره ، هنگامی که دیسک تا حد بحرانی پر میشودAre items on device information columns hidden?
-
لوح فشرده
-
راندن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dysk " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "dysk"
عباراتی شبیه به "dysk" با ترجمه به فارسی
-
گرداننده راه انداز
-
درایو
-
دیسک پراکنده
-
رمزگذاری درایورقفل کننده بیت
-
درایو دیسک سخت
-
درایو دیسک
-
صفحه فستوس
-
نام درایو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن